خورشاه بن قباد الحسينى
16
تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )
آفتاب دولت و اقبال حضرت شاه دين پناه در آن اوقات از مطلع ابهّت و اجلال طلوع نموده بود و نيّر سلطنت الوند ميرزا و ساير تركمانان از اوج عزّت به حضيض مذلّت آمده ميل به مغرب زوال داشت ، آن « 1 » همه سپاه و وفور آلات حرب فايده نداد « 2 » ، آخر روى از معركه برتافته ، الوند ميرزا به صوب ديار بكر گريخت و سپاهش متفرّق شده هر كس به طرفى رفتند . شعر ز جولان شيران آيين ستيز * غزالان نهادند رو در گريز كجا پشه و حملهء زنده پيل * چه پهلو زند چشمه با رود نيل امراى عظام و عساكر نصرت فرجام ، گريختگان را تعاقب نموده بسيارى را به قتل رسانيدند و از اموال و اسباب ايشان غنايم فراوان به دست سپاه نصرت نشان درآمد . حضرت شاه دين پناه بعد از اين فتح نامدار ، وظايف شكر بارى عزّ اسمه به تقديم رسانيده امرا و اركان دولت و اعيان حضرت را به عواطف خسروانه و مراحم پادشاهانه نوازش نمود و از نخجوان لجام ريز به صوب تبريز توجّه فرمود و به مجرّد وصول به دار السلطنت مزبور ، قدم بر مسند كامرانى و سرير جهانبانى نهاده وجوه دنانير و رؤوس منابر به نام با احترامش زيب و زينت پذيرفت . شعر برآمد شه كامران بر سرير * چو بر آسمان آفتاب منير زر از سكّهاش زيب و زيور گرفت * درم نام او ديد و دربرگرفت [ 13 ] به بالاى منبر خطيب زمان * ز نامش سرافراخت بر آسمان سادات و قضات و علما و مشايخ با ساير مقيمان و متوطّنان تبريز و ممالك آذربايجان از دور و نزديك و ترك و تاجيك به پايهء سرير ثريّا مكان جمع آمده زبان بهجت و استبشار به تهنيت و مباركباد جلوس همايون گشاده ، نثارها كردند . مردم به مذهب حقّ ائمّهء معصومين - صلوات اللّه عليهم اجمعين - درآمده دست از طريق
--> ( 1 ) . ت : با آن . ( 2 ) . ت : و در آخر .